مرتضى مطهرى

304

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

برتر آشتى مىدهد . بحث سر همين است . چرا از جنگ اينها يك فكر و نهاد برترى ظهور مىكند كه اضداد را در يك سنتز برتر آشتى مىدهد ؟ به چه دليل ؟ اينجا يك نكتهء خيلى عالى هست ، توجه كنيد . فرض كنيد كه ما مىگوييم الآن در اينجا يك نيرو وجود دارد كه آن « برنهاده » است و يك نيروى جوان هم به قول مؤلف وجود دارد كه اينها با يكديگر در حال جنگ هستند . بعد مىگويد يك نيروى سوم وجود پيدا مىكند كه ايندو را در سطح برتر و بالاتر آشتى مىدهد . اين نيروى سوم از كجا به وجود مىآيد ؟ از عدم به وجود مىآيد ؟ چگونه است ؟ تا حالا صحبت در حركت بود ، مىگفتند تضاد نيروى حركت دهنده است . اگر پاى حركت دادن در كار باشد كمى مطلب آسان است كه همان هم خدشه داشت ، گفتيم متحرك نمىتواند خودش محرك خودش باشد ، اگر محركش هم خودش باشد آن محرك اگر متحرك باشد باز يك محرك ديگرى لازم دارد ، در نهايت امر بايد متكى به بيرون خودش باشد . اين مسئلهء حركت است . شما تنها به حركت كه قانع نيستيد ، مىگوييد اين نيروى اول نيروى ثانى به وجود مىآورد ؛ اين نيروى ثانى را از كجا به وجود مىآورد ؟ بعد ، از جنگ اينها نيروى سومى به وجود مىآيد ؛ نيروى سوم از كجا به وجود مىآيد ؟ چون صحبتِ به وجود آمدن يك نيروى جديد است ؛ نيروى سومى كه اين دو متضاد اول را با يكديگر آشتى مىدهد ، در خودش جمع مىكند ، يعنى بالاتر از هردو است كه اين هر دو را در خود جمع مىكند ، آن از كجا به وجود مىآيد ؟ قدما شبيه اين حرف را داشتند . آنها مىگفتند اگر دو عنصر با يكديگر جنگ كنند و ميلى تركيبى در آنها باشد و با يكديگر تركيب بشوند ، در اثر جنگ كردن ، اينها اثر يكديگر را خنثى مىكنند ، به اين معنا كه اين از خودش چيزى به او مىدهد و او از خودش چيزى به اين مىدهد ؛ منتها آنها كه روى همان حساب رطوبت و يبوست و برودت و حرارت و از اين حرفها [ سخن ] مىگفتند ، مثلًا مىگفتند اين از حرارت خودش روى آن اثر مىگذارد ، آن از برودت خودش روى اين اثر مىگذارد ، نتيجه اين است كه يك حالت متوسط ميان ايندو به وجود مىآيد . ولى اين امر در تركيب ايندو كافى نيست . اينجاست كه يك مزاج متعادل پيدا مىشود . همين حالت متوسط را « مزاج متعادل » مىنامند . با پيدايش مزاج متعادل ، ماده قابليت پيدا مىكند براى صورت جديد يعنى قوهء جديد ، ناچار يك قوهء جديد از مبدأ ماوراء به اينجا افاضه مىشود . آن صورت جديد كه آمد ، ايندو را با يكديگر آشتى مىدهد ، يعنى ايندو را در زير بال خودش مىگيرد . پس عين اين جنگ نيرويى و نيرويى و پيدايش نيروى سومى كه اين نيروى سوم بتواند اينها را در زير بال خودش بگيرد قدما هم به آن قائل بوده‌اند ولى بدون اينكه اين نقطهء ضعفِ اين حرفها را داشته باشند . آنها نمىگفتند از اين دو متضاد يكى از ديگرى متولد مىشود . گذشته از اين ، اين دو متضاد كه در